اسطوره و شعر

شعر یا اسطوره؟

 

 

قصهء من و تو بود

آویز بر شاخ هر گل

که می رویید

پشت بام های مدور

زیر گنبد کبود

 

فراری بودی تو

در لجظه های نابودی

که می شکفت

در دهان کرم شبتاب

 

5

می آمدی از دور

پشت افق پژمرده

که در خواب می دیدم

بی گوی نور بر دست

 

دیر آمدم شاید

قصه از دست رفته بود

یا از دهان کودک پریده بود

 

6

تو بودی آنجا

یا خود قصه بودی

ناگفته در میان علف ها

 

نمی شناخت

نه صدا ، نه گرما را

نه لرزش دست را

میان هیاهو

یخ زده بود

+   علی ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir
/div