اسطوره و شعر

تخت جمشید

تخت جمشید: از معبد تا تختگاه

 

چکیده

 

نام اصلی تخت جمشید در دورهء هخامنشی، "پارسه" بوده است.  در این بررسی،  نخست علل انتساب عنوان "تخت جمشید" و چگونگی نسبت دادن این تختگاه بزرگ هخامنشی به جمشید، پادشاه اساطیری ایران باستان، بازگو می شود. آنگاه نظریه های دو دسته از ایران شناسان دربارهء کارکرد اصلی تخت جمشید مطرح می گردد. دستهء نخست بر آنند که تخت جمشید صرفا تختگاه اداری و سیاسی پادشاهان هخامنشی بوده، اما گروه دوم معتقدند که تخت جمشید تختگاهی آیینی و حتی صرفا یک معبد بوده است. از روی شواهد و مدارک بازمانده، به ویژه سنگ نبشته های فارسی باستان و الواح عیلامی می توان اثبات کرد که علاوه بر اجرای امور اداری و سیاسی، تشریفات آیینی گسترده ای – به خصوص آیین های مربوط به نوروز و مهرگان – در اینجا به اجرا در می آمده است. از این رو، می توان بر فرضیهء تختگاه آیینی بودن تخت جمشید تاکید ورزید و جنبهء پایگاه اداری سیاسی آن را کمرنگ دانست و در نتیجه، تخت جمشید را نمی توان صرفا یک معبد قلمداد کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Takht-e Jamshid (Persepolis): from Temple to Palace

 

Abstract

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

The real name of Takht-e Jamshid (Persepolis) was “Parsa” in the oldest ages of the Achaemenid dynasty. In this survey, first the attribute of “Takht-e Jamshid” and the quality of this attribute to Jamshid, the legendary king of ancient Iran, are discussed; then the theories of two groups of Iranologists on the main function of the palace will be surveyed. The first group thinks that Takht-e Jamshid was merely an official and political palace of Achaemenid kings. However, the second group believes that Persepolis was a ritual palace and even only a temple. Relying on the surviving documents and evidences, especially Old Persian inscriptions and Elamite tablets, one can prove that including to official and political affairs, vast ritual ceremonies - especially the rituals related to Now-Rooz and Mehrgan- had constantly been executed here. Thus, we can emphasize the hypothesis of “Persepolis as a ritual palace” and regard the official aspect of the palace a little pale; and as a result, we can not regard Persepolis only as a temple.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تخت جمشید: از معبد تا تختگاه

 

 

با درود به روان زنده یاد

پروفسور علیرضا شاپور شهبازی

که نامش با تخت جمشید گره خورده است.

 

مقدمه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قرن های متمادی است که عنوان "تخت جمشید" بر بازماندهء تختگاه هخامنشیان، واقع در مرودشت حومهء شیراز اطلاق گردیده است. اما واقعیت این است که نام حقیقی و کهن تر تخت جمشید، "پارسه" است. بیشتر ایران شناسان متفق القول اند که تخت جمشید تختگاه تابستانهء پادشاهان هخامنشی بوده است. اما برخی از آنان به معبد بودن این تختگاه رای زده اند. از جملهء این ایران شناسان، زنده یاد دکتر مهرداد بهار بود که تخت جمشید را "باغی مقدس با ستون های سنگی" قلمداد کرده است (بهار، 1372: 10). ما در این جستار، پس از بررسی و تحلیل دو نظریهء فوق، به این فرضیه خواهیم رسید که تخت جمشید یا پارسه نه یک معبد صرف و نه اختصاصا تختگاه سیاسی، بلکه تختگاهی آیینی بوده است.

در بررسی های به عمل آمده، دیدیم که تخت جمشید بی تردید تختگاه پادشاهان هخامنشی از داریوش اول تا داریوش سوم بوده است. اما در این تختگاه که عمدتا تابستان ها ار آن استفاده می- شده، به طور موقت امور سیاسی و مسایل مربوط به حکومت، دربار هخامنشی، دید و بازدیدهای بین المللی و دیدار با عامهء مردم در ایام خاص جریان داشته است. از سویی آیین هایی چون نوروز و مهرگان در آنجا برگزار می شده  و علت انتساب نوروز به جمشید، خود باعث رواج انتساب تختگاه "پارسه" به جمشید، پادشاه اساطیری ایران باستان گردیده است. پس، می توان نتیچه گرفت که تخت جمشید صرفا یک تختگاه سیاسی یا یک معبد نبوده، بلکه تختگاهی آیینی بوده که به ویژه برای برگزاری جشن های نوروز و مهرگان، به کار می رفته است.

+   علی ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir
/div